مترجم-translate

صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب آزار شهروند بهائی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آزار شهروند بهائی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ بهمن ۱۴, پنجشنبه

تداوم آزار و اذیت شهروندان بهایی در ایران



روز سه شنبه ۱۲ بهمن ماه ۸۹، نیروهای امنیتی شهرستان مشهد به منزل خانواده شعاعی از شهروندان بهایی این شهرستان یورش بردند. این مامورین پس از تفتیش منزل، اقدام به ضبط اوراق و کتب مربوط به آیین بهایی وکامپیوتر منزل نمودند. در پی این اتفاق مادر خانواده ضیاییه اسحاقی (شعاعی) و نیز داماد خانواده به نام فرهاد امری توسط این نیروها دستگیر شدند.
در تحولی جداگانه، و در ادامه آزار روزافزون شهروندان بهایی مازندران، منزل و مغازه بهزاد ذبیحی ماهفروزکی از بهاییان این شهرستان مورد هجوم نیروهای امنیتی قرار گرفت. در صبح روز ۱۰ بهمن ماه ۸۹، ۶ تن از مامورین اطلاعات ساری در حالیکه تنها حکم تفتیش منزل را در دست داشتند، اقدام به بازرسی منزل نامبرده و نیز مغازه عینک فروشی او نمودند و در آخر کتب و سی دی ها و تصاویر مربوط به آیین بهایی و نیز کامپیوتر نامبرده را ضبط کردند. این ماموران، بهزاد ذبیحی را تهدید به پلمپ محل کارش نمودند و خودش را نیز برای  «پاره ای توضیحات» به ستاد خبری اطلاعات ساری احضار کردند.
ادامه مطلب

۱۳۸۹ بهمن ۸, جمعه

هرانا؛ وضعیت وخیم جسمی سیامک ایقانی، شهروند بهایی


خبرگزاری هرانا - سلامت جسمانی «سیامک ایقانی» شهروند بهایی اهل سمنان، در زندان به طور جدی در معرض خطر قرار گرفته است.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، وی که از تاریخ ۱۵ آبان ماه ۱۳۸۹ برای اجرای حکم سه ساله‌اش در زندان سمنان به سر می‌برد، تاکنون سه مرتبه دچار حمله تنفسی شده است بطوریکه در هر نوبت با کمک اکسیژن و قرص زیر زبانی توانسته تا حدی به حالت طبیعی بازگردد.
با تشخیص پزشک متخصص ریه او نسبت به دود سیگار دارای حساسیت بالایی می‌باشد؛ با این حال نامبرده در بندی زندانی می‌باشد که بیش از ۲۰ نفر در آن بند سیگار استعمال می‌نمایند و گاهی حتی بعضی روز‌ها در بند آن‌ها باز نمی‌شود.
لازم به ذکر است با وجود آنکه دو پزشک گواهی داده‌اند که آقای ایقانی بایستی سریعا جهت معالجه در بیمارستان بستری شود، هیچ اقدامی از طرف مسئولین برای بهبودی وضعیت جسمانی وی صورت نگرفته است.
شایان ذکر است که در زندان سمنان بندی وجود دارد که در آن محدودیت‌های جهت سیگار کشیدن وجود دارد و با اینکه سیامک ایقانی تقاضا داده که به آن بند منتقل شود ولی مسئول بند که خودش را دکتر روان‌شناس معرفی می کند، انتقال وی را منوط به تغییر دین دانسته است.
ادامه مطلب

۱۳۸۹ دی ۲۹, چهارشنبه

هرانا؛ ممانعت از دفن یک شهروند بهایی در مشهد

خبرگزاری هرانا - مسئولان بهشت رضا مشهد از تحویل و اجازه دفن یک شهروند بهایی به نام خانم روشنی که در روزیک شنبه ۲۶ دی ماه فوت کرده به خانواده‌اش خودداری کرده و به ایشان اعلام کرده‌اند که از این پس هیچ فرد بهایی اجازه دفن در قبرستان فعلی بهاییان را ندارد مگر در زمین جدیدی که ایشان مشخص کرده‌اند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، زمین فوق الذکر دارای مساحتی بسیار کم (حدود ۱۰۰۰ م‌تر) و در محلی دورافتاده و صعب العبور واقع می‌باشد که از اطراف هم تحت کنترل نیروهای سپاه پاسداران قرار دارد و در ضمن دارای هیچ نوع امکانات بهداشتی و مکانی برای شستشوی مردگان نمی‌باشد.
با توجه به اینکه قبرستان فعلی بهاییان مشهد - که بعد از انقلاب از طرف شهرداری وقت پس از خراب و صاف کردن قبرستان بهاییان در پیش از انقلاب به ایشان داده شده است – هم در ابتدا در زمینی خشک و بایر واقع بوده که طی سی سال گذشته به همت شهروندان بهایی بدون دریافت هیچ نوع کمک مادی یا معنوی از طرف بهشت رضا یا سایر مسئولین به مکانی آباد و دارای امکانات بهداشتی و غسالخانه تبدیل شده است اقدامات این چنین را فقط می‌توان در جهت اعمال فشاربیشتر و روزافزون بر بهاییان مشهد توجیه کرد.
یاداوری می‌شود طی ماههای گذشته یک بار نیز قبرستان بهاییان مشهد توسط عناصر خودسر با بولدوزر و بیل مورد هجوم قرار گرفت که خسارات بسیاری هم به بار آورد ولی تاکنون هیچ کدام از مسئولین انتظامی یا بهشت رضا حاضر به پاسخگویی در این مورد نبوده‌اند.
ادامه مطلب

۱۳۸۹ دی ۲۷, دوشنبه

ستمی كه نادیده گرفته شد

د.ج

ستمی كه نادیده گرفته شد

مسئولین ستمی بزرگ به این جوانان روا داشتند، سه سال و اندی از بهترین سال های زندگی این عزیزان را تباه كردند هر چه در این مدت در مناطق محروم كار شده بود از بین رفت و آن وقت به راحتی می گوییم باز هم خدا رو شكر و خدا خیرشان بدهد كه آزادشان كردند؟

مدتی است كه از آزادی دو جوان بهایی شیرازی می گذرد، دو جوانی كه به همراه 54 جوان دیگر در شهر شیراز به خدمات اجتماعی برای محله های كم بضاعت می پرداختند و ناجوانمردانه فعالیت شان متوقف شد و سه تن از آنها به چهار سال زندان محكوم شدند آن هم برای خدمت به هم نوع. داستان این 54 نفر و به خصوص سه عزیزی كه تحمل حبس كردند به كرات عنوان شده و از آن می گذریم.
این نكته قابل ذكر است كه بعد از گذراندن سه سال و اندی از زمان زندان شان به دو نفر آنها عفو می خورد و یك نفر كماكان در زندان به سر می برد به این هم كه به چه دلیل رها ثابت هنوز در زندان است كاری نداریم.
نكته قابل توجه ستمی است كه بر این عزیزان رفت و نادیده گرفته شد. بعد از عفوی كه به آنها خورد عده ای گفتند خدا خیرشان دهد كه آزادشان كردند و عده ای نیز شادی كردند كه جوانان مان به كانون گرم خانواده شان برگشستند كه البته جای شادی هم داشت اما مسئله ای كه ذهن مرا به خود مشغول داشته این است كه مگر اینها به حق به زندان افتاده بودند؟ و مگر این لطفی از جانب دولت بوده؟ یا مگر جرمی مرتكب شده بودند كه به زندان بروند و تحمل سه سال و اندی تنهایی و مشقات زندان را به جان بخرند؟ آیا این سه جوان بهایی به زندان شیراز بدهكار بودند؟ آیا مسئولین راه را به درست رفته بودند كه اینك با عفو آنها كار درست تری انجام داده باشند؟ جواب از نظر من خیر است.
مسئولین ستمی بزرگ به این جوانان روا داشتند، سه سال و اندی از بهترین سال های زندگی این عزیزان را تباه كردند هر چه در این مدت در مناطق محروم كار شده بود از بین رفت و آن وقت به راحتی می گوییم باز هم خدا رو شكر و خدا خیرشان بدهد كه آزادشان كردند؟ وظیفه مسئولین آن بود كه بعد از دستگیری اشتباه آنها و فهمیدن حقیقت، آنها را تبرئه می كردند و از آنها به خاطر رفت و آمدهای بی دلیل به دادگاه و اطلاعات عذر خواهی می كردند نه آن كه به دلایل واهی و بدون ارائه مدرك آنها را به زندان موقت بیاندازند و این موقت بودن در زندان اطلاعات سه سال و اندی طول بكشد. آیا این انصاف بود؟ و آیا حال باید از انصاف آنها صحبت كرد كه بعد از این مدت آنها را آزاد كردند؟
در واقع كاری كه آنها كردند این بود كه از ستم چهار ساله خود 10 ماه كم كردند و این نمی تواند زجر آن 38 ماه تنهایی را بپوشاند و آن چه بر سر خانواده های آنها آمد را به فراموشی بسپارد.
آنچه از گوشه و كنار در این مدت آزادی به گوش می رسد نشان از این دارد كه ما نیز آن ستم 38 ماهه را نادیده گرفتیم و به ده ماهه باقی مانده چسبیدیم. البته كه از بودن دوستان مان در كنار خانواده شان و بودن خودمان با آنها لذت می بریم و خدا را شاكریم كه باز آنها را می بینیم با همان روحیه و همان قدرت. اما این ربطی به ظلم و ستم بانیان این گرفتاری ندارد.
كسانی كه خود را پرچمدار عدالت می خوانند، كسانی كه خود را منصف می دانند، كسانی كه خود را متدین می دانند این ستم را بر هم میهنان ما روا داشته اند. نمی توان تصور كرد كه 1140 روز از عمر انسانی در تنهایی سپری شود و آن وقت از عدالت و انصاف و اهل دین بودن مسببان این تنهایی سخن به میان آورد. بانیان این جریان خود به این نتیجه رسیده اند كه آنچه در حق این سه جوان بهایی كردند اشتباه بوده و نه از عدل علی و نه از انصاف پیمبر اسلام و نه از صداقت ائمه شیعه سرچشمه گرفته و چون در این گونه مواقع ابراز پشیمانی و قبول اشتباه را نشانه ضعف می دانند نه صداقت و یك رنگی با مردم، پس به عنوان عفو آنها را آزاد كردند تا هم بار سنگین گناه بیش از این بر دوششان نباشد و هم بگویند به فضل و بخشش رفتار كرده اند
در صورتی كه برای كارآنها تنها یك جمله می توان گفت و آن هم این است:
به ستم بی اندازه خود پی بردند و كمتر از كمی از آن را كم كردند
ادامه مطلب

۱۳۸۹ دی ۲۶, یکشنبه

«درد دلی با خانم وزیر بهداشت»

«درد دلی با خانم وزیر بهداشت»


منبع: رادیوکوچه
خواهر گرامی،
وزیر محترم بهداشت درمان و آموزش پزشکی،
سرکار خانم مرضیه وحید دستجردی
این چند روزه اخیر شنیدم دو نفر از دوستان دیرین و نازنینم و عده‌ای از زنان عزیز این آب و خاک که در زندان رجایی‌شهر مسجون‌اند (در زندان به‌سر می‌برند)، به علت شیوع بیماری‌هایی از جمله‌ آنفلوانزای خوکی وضع وخیمی دارند.‌
خانم‌ها مهوش ثابت (شهریاری) و فریبا طائفی (کمال آبادی) به هم‌راه پنج مدیر دیگر جامعه سی‌صد‌هزار نفری بهاییان ایران، قریب سه سال است که بی‌گناه به زندان افتاده‌اند. آوازه این مسجونیت بدون جرم و بدون دلیل و مدرک، حقیقتی است که حال همه ایرانیان عزیز و جهانیان- و لابد شما – از آن آگاه‌اند و نمی‌خواهم در این‌جا در‌باره آن تفصیل و تطویل دهم. (۱)
بنابراین چون از این جهت امید چندانی به عدالت رجال کابینه و سایر قوا ندارم، گمان کردم از شما که نخستین وزیر زن در وزارت بهداشت در تاریخ ایران و تنها زن وزیر در جمهوری اسلامی تا کنون هستید، بخواهم که فکری به حال بهداشت و وضعیت بد زندان‌ها فرمایید و زندانیان زن و مرد را از بیماری‌های بعضن بسیار خطرناک برهانید.
به عنوان مثال لابد می‌دانید که در زندان رجایی‌شهر اگر کسی بیمار شود امکان درمان و دست‌رسی به دارو کم است و اقدام کافی و لازم یا صورت نمی‌گیرد یا کم و بدون پی‌گیری به‌موقع است.
طبق اخباری که از ایران منتشر می‌شود طی سه هفته گذشته در بند آقایان و خانم‌ها آنفلوانزای نوع A و خوکی شایع شده و باعث مرگ بعضی در بندهای آقایان شده است که گویا به همین علت اقداماتی در این خصوص در آن‌جا صورت گرفته است، اما این در حالی است که با کمال تعجب و متاسفانه مشاهده شده در بند نسوان مبتلایان به آنفلوانزا بدون دارو و درمان باقی مانده‌اند و حتا حدود سی نفر از آنان را در حالت بیماری با تب و سرفه و سرگیجه روز یک‌شنبه گذشته موقتن وارد بندی که ۱۷۰ نفر در آن زندانی‌اند، کرده‌اند.
هم‌چنین جهت اطلاع، پنج نفر آقایان زندانی بهایی هم دچار بیماری‌هایی هستند که نیازمند مداوای سریع‌ و مستمر است، ولی اقدامات لازم صورت نگرفته. آقای سعید رضایی بیش از دو سال است که نیازمند جراحی کیسه صفرا بوده‌اند ولی هرگز درخواست خانواده ایشان برای معالجه عملی نشده است و کماکان دردهای طاقت فرسایی را تحمل می‌کنند.
آقای وحید تیزفهم از ناحیه چشم دچار عارضه شده‌اند و سه دهم بینایی یکی از چشم‌های خود را از دست داده‌اند. آقای عفیف نعیمی در اکثر موارد دچار کمردردهای حاد و مزمنی هستند که گاه قادر به حرکت نیستند. چشم آقای خانجانی دچار آب مروارید‌ شده و نیاز به جراحی دارد. آقای بهروز توکلی مکررن دچار تب و عفونت‌های گوش و حلق و بینی شده‌اند که هنوز عود می‌کند. از وضع خانواده‌های این مسجونین می‌گذرم که با اطلاع از بیماری و مشقات عزیزان زندانی‌شان چه برسرشان رفته و می‌رود. ‌
البته زندانیان مزبور بهایی و غیربهایی و خانواده‌هایشان طبق گزارش نهادهای حقوق بشر ایران و جهان از جهات مختلف در وضعیتی اسفناک به سر می‌برند که هر یک درخور تأمل و رسیدگی است، اما شاید شما گمان کنید آن جنبه‌ها مربوط به وظایف شما نمی‌شود. لذا تقاضا دارد به این موارد بهداشتی و درمانی که دقیقن مربوط به شما است رسیدگی فرمایید.(۲)
خواهر گرامی، ای کاش خودتان به زندان رجایی شهر می‌رفتید و اوضاع را از نزدیک می‌دیدید. می‌دیدید که زنان این آب و خاک که هم‌جنس شما هستند در چه وضعی به سر می‌برند. ای کاش ساعتی هم سری به مهوش عزیز و فریبای عزیز در آن زندان می‌زدید تا به چشم سر و سر ملاحظه می‌فرمودید چگونه هم‌کاران شما در جمهوری اسلامی، شرافت و نجابت و پاکی و مظلومیت را در زندان حبس نموده‌اند.
خواهر گرامی‌ام، آیا در متون دینی اسلام است که باید بیماران و مجروحان را، چه اسیر و زندانی یا آزاد و چه مسلمان یا غیر‌مسلمان، به حال خود رها کرد تا تلف شوند؟‌ آیا شما به چنین موردی برخورده‌اید؟ اگر نه، پس اقدام کنید زیرا همان‌طور که اشاره شد، طبق اخباری که منتشر شده دو نفر تا حال از بیماری آنفلوانزا در زندان‌ها درگذشته‌اند (۳) اگر هم گمان می‌کنید خبر دروغ است، شخصن تحقیق فرمایید.
خواهرم، این مختصر را در حالی نوشتم که گمان می‌کنم شاید فعالان حقوق بشر در سراسر عالم و همه منصفین و عدالت جویان جهان که از اوضاع ایران مطلع‌اند، در دلشان با تعجب به این حقیر خواهند گفت: «برادر جان اوضاع و سابقه پایمال شدن حقوق مظلومین و ستمدیدگان در ایران وخیم‌تر از آنی است که تو نگران آنفلوانزای خوکی زندان رجایی‌شهر شده ای.»
بلی این را می‌دانم و ایشان حق دارند که چنین بگویند، ولی دلم گفت چون این مورد مربوط به شما است، آن را بگویم، شاید شما که زن هستید و ممکن است تا حال کم‌تر مورد چنین خطاب‌ها و درخواست‌های حقوق بشری دگراندیشان شده باشید، تقاضای دل هم‌وطنی بهایی در مورد دو خواهر معنوی‌اش را بشنوید و با عطوفت زنانه و فارغ از کژی‌ها و تعصبات سیاسی و مذهبی، اقدامی سریع در خصوص سلامت نه تنها زندانیان زن، بلکه همه زندانیان از زن و مرد، بفرمایید.
با تشکر و آرزوی توفیق
۱۶/۱۰/۱۳۸۹
ــــــــــــــــــــــــــ
1) در این مورد می‌توانید اطلاعات مفصلی در سایت «سرویس خبری جامعه بهایی» به دست آورید:
http://news.persian-bahai3.info/
2)http://www.prisons.ir/index.php?Module=SMMNewsAgency&SMMOp=View&SMM_CMD=&PageId=1569
3) – http://www.rahana.org/archives/33304
ادامه مطلب

۱۳۸۹ دی ۱۴, سه‌شنبه

ایجاد فشار دولتی بر بهائیان به نام فشارهای مردم متعصب

نهاد های اطلاعاتی در طول سی سال گذشته جدا از مصادره اموال ؛ اخراج ها ؛ دستگیریها متوجه این حقیقت شده است که این فشارهای دولتی نه تنها باعث انزوای جامعه بهائی ایران نشده است بلکه بیشتر مردم را به سئوال و کنکاش و مطالعه و تحقیق تشویق نمده است اما در طول چند سال گذشته نهادهای اطلاعاتی و لباس شخصی های استخدامی به حمله به بهائیان مبادرت کرده و در هنگام اعتراض مجامع بین المللی خود را به بی اطلاعی زده که این اقدامات به دولت ارتباطی ندارد و فشارهای مردمی است
در حالی که مردم شریف ایران بارها انزجار و تنفر خود را از این جنایات سازمان یافته اعلام کرده و ضمن همدردی با بهائیان خودشان هم شریک این مصائب شده اند چرا که هر جوان و پیر و زن و مردی که بخواهد سئوال یا نقد یا اعتراضی داشته باشد بزودی یا خانه اش آتش می کیرد یا ماشینش تصادف می کند یا اخراج می شود و صدها یای دیگر....
حال با این نهاد نماز جمعه نگاهی کنیم و در آغاز باید بیان کنیم که رفتار برخی از علمای متعصب و غیر متدین را نباید به حساب تمام علما و روحانیان روشن ضمیر گذاشت که در بسیاری از موارد یار و یاور مردم شریف ایران بوده و هستند
نگاهی به این عکس کنید و خود قضاوت کنید

برای بزرگ تر دیدن عکسها روی آن کلیک کنید



ادامه مطلب

۱۳۸۹ آذر ۲۹, دوشنبه

آزار شهروند بهائی


پس از حدود يك هفته ارامش  بار ديگر صداي انفجار در ساعت 3 بامداد 89/9/28 تعدادي از
مردم رفسنجان را از خواب خوش بيدار كرد.... مغازه اقاي علي شاكر كه حدود سه هفته
پيش توسط افراد ناشناس به اتش كشيده شده بود مجددا امشب با صداي انفجار تخريب وبه
اتش كشيده شد اين اتش سوزيها مدتي است در اين شهر ادامه دارد وحدود 5 مغازه به اتش
كشيده شده كه پس از بازسازي واقدامات اداري بعضي از انها مجددا به اتش كشيده ميشوند
واقعا مانده ام مظلوميت حسين را باور كنم يا اينگونه اقدامات پيروانش را
ساعت 5/30 صبح است بگذارم شوك اين واقعه فروكش كند ....تا ببينيم خدا چه
ميخواهد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 
**************
دوست عزیزم که این ایمبل را ارسال کردی اینان پیروان حسین مسلما نیستند چون امام جسین روحی و ذاتی له الفدا خود قربانی این تعصب و جاهلیت شد که امروز نه تنها بهائیان که بسیاری از اقلیت ها و حتی شیعیان دچار آن هستند
ادامه مطلب

طلوعی دیگر ؛ تاریخچه کوتاه دیانت بابی و بهائی قسمت 1

نامه جامعه بهائی به آیت الله صادق لاریجانی

 
ساخت سال 1388 نشریه اینترنتی ای بهاء.قدرت گرفته با بلاگر تبدیل شده به سیستم بلاگر توسط Deluxe Templates. طراحی شده بوسیله Masterplan. . بهینه شده برای سیستم فارسی مجتبی ستوده