صفحات

۱۳۸۹ اسفند ۱۱, چهارشنبه

دل کن از نور معرفت روشن‏


این ندا دوشم آمد اندر گوش
حب ابهی به عالمی مفروش

گر بها جویی و رضای بها
از طریق وفا به هرکس جوش

گر که خواهی زغم شوی فارغ
قطره ای از می محبت نوش

دل کن از نور معرفت روشن
تا شود نار بغض و کین خاموش

هر کلامی ز هر کسی شنوی
جز به سمع وفا و حب منیوش

گر خطایی به چشم خود نگری
تو بذیل عطاء و عفو بپوش

چون شود نیک جمله اعمالت
رایت یا بها کشی بر دوش

یک جهان پر کنی ز خیر و ادب
عالمی مست سازی و مدهوش

مسلک آدمی صفا باشد
دوستی بهر او روا باشد

شعر از : خانم گوهر سیرجانی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نظرات شما سبب بهتر شدن محتوای وبلاگ و یادگیری بیشتر نویسندگان آن خواهد شد